به نام حضرت دوست .
ما منتظر منتقم کربلاییم .
ما منتظر خونخواه شهداییم .
ما منتظر حاکم عادل رحمت گستریم .
ما منتظریم .
مسجد جمکرانش ناخواسته ما را هر جمعه به سمت خویش می کشاند .
می گرییم .
خون ! می گرییم ...
« خداوندا ! پروردگارا ! بزرگا ! کریما ! رحیما ...
به حق اشکمان محمد آخر را ، باقی خود را ، به سمتمان فرست !
خدایا ! به یوسفمان رخصت ظهور بده که ما یعقوب وار منتظریم ...
»
چقدر این حرف ها آشناست !
کوفیانی که در فراغ امام می گریسند
برای امامشان نامه می فرستادند ؛ چرا نمیایی ؟
دوازده هزار نامه ...
هجده هزار دست بیعت !
چه اشک ها ریختند و چه انتظاری کشیدند .
چه شد ؟
مزه ی طلا ها بود یا ترس از حاکم بی صفت که کوفی را خانه نشین کرد ؟
یادمان نرود که حسین ( ع ) را چه کسی کشت ...
منتظران مهدی ( عج ) به هوش ؛ حسین را منتظرانش کشتند ...
نظرات شما عزیزان:
elnaz 
ساعت19:22---4 آذر 1391
|